مقالات استادان

 

 
اختیارات و وظایف رئيس جمهور در آمريكا، فرانسه و افغانستان
 
حفیظ الله حصیف
 
مديريت و امنيت جامعه يکي از اولين آرمان‌هاي اصلي بشر در طول تاريخ بوده است، در راستايي دست يابي به اين آرمان انديشمندان و فلاسفه سياسي در هميشه‌اي تاريخ بدنبال راه حل و تعيين چارچوب‌هاي نظري در اين رابطه بوده اند در نظريه‌هاي سنتي وقديم قدرت وحکومت در منطقه خاصي منحصر نمي شده است، به اين ترتيب قبل از رنسانس  اکثر حکومت‌ها ساختار امپراطوري داشته اند. در جوامعي باچنين ساختار سياسي، تأ مين امنيت و مديريت سالم جامعه مشکل و گاهي ناممکن به نظر میرسد چون در حيطه قدرت امپراطوري ده‌ها کشور ديگري وجود داشته است.
 
در پي آزمون  خطاهاي زيادي که به تدريج در بستر تاريخ، بشر آن را به آزمون گذاشت، سرانجام باشروع رنساس و بعد ازآن، دانشمندان علم سياست مسئله سرزميني و ملي شدن قدرت و حکومت را مطرح کردند که به دنبال آن دولت‌هاي بزرگ و کوچک ملي زياد در سطح دنيا و هر کدام برخواسته از فرهنگ و ارزش‌هاي خاصي ايجاد شدند. به اين ترتيب مديريت و ساماندهي و امنيت عمومي يک کشور و جامعه از سطح يک آرمان بيرون آمد و بسياري ازجوامع با توجه به دولت‌هاي ملي شان، مديريت و ساماندهي و امنيت جامعه شان را تحقق بخشيدند.
 
 اما فساد و تمرکز قدرت و ناکارآمدي آن بحراني بود که همچنين جوامع را تهديد مي‌‌کرد. براي جلوگيري از اين بحران بزرگي سياسي، انديشمندان و فلاسفه سياسي ساز و کارهاي زيادي را تجربه کردند و نظريات زيادي به وجود آمد. در قرن 18 ميلادي مونتسکيو انديشمند غربي در اين راستا نظريه تفکيک قوا را مطرح کرد اين نظريه به تدريج حاميان زيادي در جامعه پيدا کرد. امروزه در حکومت‌هاي دموکراتيک تفکيک قوا به عنوان يک اصل اساسي و ارزش، پذيرفته شده است.
 
قوانين اساسي امروزي و ظايف واختيارات رؤساي سه قوه مقننه و مجريه و قضائيه را درچاچوب نظريه تفکيک قوا مشخص مي‌‌کند، اما اين وظايف واختيارات با توجه به اشکال متفاوت نظام سياسي کشورها از کشور ي به کشور ديگر با توجه به فرهنگ و سنتها وارزش‌هاي خاص همان کشور متفاوت مي ‌‌باشد، بنابراين تفاوت هايي در وظايف واختيارات مقامات سياسي کشورها ديده مي‌‌شود.
 
 افغانستان،امریکا و فرانسه  نيز که به‌عنوان کشور ها مستقل در عرصه بين المللي شناخته مي‌‌ شوند هرکدام در روند دولت سازي  سرزميني و ملي سمت و سوي خاصي را رفتند و هر کدام داراي نظام سياسي و حقوقي خاص خودشان است، و هر سه کشور در سه قاره موقعیت داشته فرهنگ و ارزش‌هاي ويژه خود را دارند، در این پژوهش فرض ما اینست که  شکل دولت و نظام سياسي هرسه  کشور متفاوت بوده و به تبع آن خيلي از نهاد‌ها و مسئوليت‌هاي مقامات سياسي متفاوت خواهد بود. 
 
 پژوهش حاضر، با توجه به ويژگي‌هاي مشترک اين سه کشور درزمینه بدنبال پاسخ به اين سؤال است، که چه علل و عواملي موجب تفاوت در وظايف و اختيارات رياست جمهوري در این کشورها شده است؟ به اين ترتيب مقاله حاضر بدنبال اين پاسخ ، به چهاربخش تقسيم شده در بخش اول يک سري مفاهيم ضروري بيان گرديده است ودر بخش دوم و سوم و چهارم وظايف واختيارات رياست جمهوري در در هرسه کشور بررسي گرديده است و در بخش پنجم تحت عنوان مبحث چهارم با توجه به روش مقايسه‌ اي پژوهش حاضر، تفاوت‌ها وشباهت‌هاي اين وظايف واختيارات به گونه نتیجه گیری و بر بررسی شده است.
همچنان ناگفته نباید گذاشت که روش تحقیق در پژوهش حاضر کتابخانه ای و به گونه مقایسوی بوده است.