تعلیم وتربیه

 

تاریخچه ی پوهنحی( دانشکده ی) تعلیم وتربیه

پوهنحی تعلیم وتربیه (دانشکده ی آموزش وپرورش) پوهنتون (دانشگاه) بدخشان، درسال 1366 آفتابی، به صورت رسمی درچوکات وزارت معارف منظو وتثبیت گردید، به همین ترتیب درسال 1377 خورشیدی درمحدوده ی وزارت معارف  به پیداگوژی ارتقا واستعلا یافت. گفتنی است که، تمامی موسسات عالی ونیمه عالیی  تعلیمی وتربیه یی  تاسال های 1382 آفتابی  تحت اداره ی وزارت معارف اداره ومدیریت می شدند، اما، با روی کارشدن حکومت انتقالی، طی تفاهمی که میان وزارت تحصیلات عالی ووزارت معارف صورت گرفت؛  تمامی نهاد ها وموسساتی که خدمات چهارساله را عرضه می کردند،  به قلمرو وزارت تحصیلات عالی انتقال کرد. اما، نهاد هایی که مسوولیت  آموزش های  نیمه عالی ومسلکلی را عهده دار بودند، زیرچتروزارت معارف واقع شدند.

درسال 1383 خورشیدی، دانشکده ی تعلیم وتربیه ی بدخشان به موسسه ی آموزش عالی  صعود و ارتقا نمود. به همین ترتیب شکل وساختار کنونی دانشکده ی تعلیم وتربیه ی بدخشان قرار زیراست:

 

 

 

 

1–  پوهنحی تعلیم وتربیه (دانشکده ی آموزش وپروش) : این دانشکده  ازسوی    پوهیالی امین الله" پویا" سرپرستی و اداره می شود. پوهنحی مزبور6 دیپارتمنت زیر را دربر می گیرد.

ـ  بخش ریاضی

ـ  بخش کــیمـــــیا

ـ  بخش بیــولـــــوژی

ـ  بخش فــزیـــــــــــــک

ـ  بخش کمپیوتر ســاینــــــس

ـ  بخش فرهنگ وعلوم اسلامــــــی

درنگی درباره ی آموزش وپرورش

بدون یک ذره تردید وشک، امروز آموزش وپرورش معیاری از مهم ترین عنصرتعیین کننده ی موقعیت های علمی، اقتصادی، فرهنگی وسیاسیی کشورهای پیش رفته وانکشاف یافته محسوب می شود. دانشمندان  عامل بزرگ وسبب تام  ترقی وبالنده گی  وشکوفایی کشور های  متمدن را درنظام های آموزشی می جویند. مدنیت هایی که مبتنی ومتکی بر خلاقیت ونواندیشی ونوآوری های علمی، عملی وفرهنگی شکل یافته  وشالوده های خویش را برآن نهاده است؛ درحالت های مختلف از خود پویایی وپایایی وانعطاف پذیری نشان داده  وبه حیات خویش جاویدانه استمرار می بخشند، اما کشورهایی که نظام های آموزشی قشری ومبتنی بر یافته های ازپیش تعیین شده  داشته وبنا را بر ثبات اندیشی  نهاده اند؛ درحقیقت درمسیرراه به افت های جدی روبه رو شده ودرنهایت راکد می شوند. یعنی نمی توانند موازی با نیازهای عصر حرکت نمایند. بناً نظام های آموزشی باید  عنصر نسبیت،  سیالیت، ترمیم پذیری، فرهنگ پیرایش ونقدشونده گی را به قوت دربطن وهاضمه خویش داشته باشند، والا، سوای تکرار مکررات وادامه برمسیرهای ناصواب ویک نواخت، چیزی به جامعه ارمغان نخواهند آورد. برای همین است که درقرن بیست ویکم تمام فلسفه های آموزش وپرورش تاکید وترکیزشان برآن است که؛ مراکزعلمی وآموزشی بیشتر ازاین که تحمیل کننده، تعلیم کننده وتقبیل کننده ی آموزه های پیشینی وتفکرات قالبی باشند، باید احساس، انگیزه ها و سائقه های  پرسش گری، منطق تراشی، توجیه گری وتحلیل وتدلیل گری سالم را در روان وضمیر دانشجویان ودانش آموزان پرورش دهند.

درخور ذکر و شایان  فکر است که، آموزگاران ومربیان یک جامعه نباید، یافته های علمی را به عنوان محکمات وقطعیات وحرف های خدشه ناپذیر برای دانش آموزان ودانشجویان القا وتزریق نمایند، بل ازقرینه ها وزمینه های تفسیرپذیری وتعبیر برداری گزاره ها هم، به آنها باید اِخبار وانتباه کنند.

دردنیای معاصر، افزون بردیگرشقوق وشؤن آموزش وپرورش، کشف استعداد ها وظرفیت های بالقوه ی آدمی مهم ترین امری است که مقدمِ برآموزش وپرورش انسان است. پیش ازآن که شماری را در زیرچتری جمع نموده و به القا وتلقین دانش برای آنها بپردازیم، لازم است که به نصاب های آموزشی مؤثر وکارا فکر نماییم.

فراخور یادآوری می دانم که، محیط های باز علمی وفضا های گشوده ی داد وستد اندیشه، علت قریب و سبب تام نوآوری وآفرینشگری های تازه است، چیزی که  محیط های علمی ما ازآن محروم ومغفول است. ایجاد جو وزمینه های مناسب برای گفت وگوهای منطقی، کشف وشناسایی اذواق واستعداد های نهفته وپنهان دانش آموزان، مهم ترازچگونه گی روند آموزش ومحتویات آن به شمار می رود، این چیزی است که درنظام های آموزشی عقب مانده هیچ گاه مورد عنایت قرارنگرفته و نمی گیرد.  من فکر می کنم درصورت رعایت موارد یاد شده، نظام  های آموزشی می توانند درجهت ایجاد جوامع سالم وهنجامندو تولید نیروهای انسانی اثرگذار، کارا وراهگشا واقع شوند.

مسوول عمومی ویب سایت

بحرالدین(حنیف)