در باره پوهنتون بدخشان

 

دانشگاه بدخشان درحال حاضر

 

در حال حاضر پوهنتون (دانشگاه ) بدخشان  تحت ریاست پوهنیار خسرو "نظری" دارای  پوهنحی های( دانشکده های) زیر است:

1 –  پوهنحی تعلیم وتربیه (دانشکده ی آموزش وپروش) : این دانشکده  ازسوی  پوهیالی امین الله" پویا" سرپرستی و اداره می شود. پوهنحی مزبور6 دیپارتمنت زیر را دربر می گیرد.

ـ  بخش ریاضی

ـ  بخش کــیمـــــیا

ـ  بخش بیــولـــــوژی

ـ  بخش فــزیـــــــــــــک

ـ  بخش کمپیوتر ســاینــــــس

ـ  بخش فرهنگ وعلوم اسلامــــــی

درنگی درباره ی آموزش وپرورش

بدون یک ذره تردید وشک، امروز آموزش وپرورش معیاری از مهم ترین عنصرتعیین کننده ی موقعیت های علمی، اقتصادی، فرهنگی وسیاسیی کشورهای پیش رفته وانکشاف یافته محسوب می شود. دانشمندان  عامل بزرگ وسبب تام  ترقی وبالنده گی  وشکوفایی کشور های  متمدن را درنظام های آموزشی می جویند. مدنیت هایی که مبتنی ومتکی بر خلاقیت ونواندیشی ونوآوری های علمی، عملی وفرهنگی شکل یافته  وشالوده های خویش را برآن نهاده است؛ درحالت های مختلف از خود پویایی وپایایی وانعطاف پذیری نشان داده  وبه حیات خویش جاویدانه استمرار می بخشند، اما کشورهایی که نظام های آموزشی قشری ومبتنی بر یافته های ازپیش تعیین شده  داشته وبنا را بر ثبات اندیشی  نهاده اند؛ درحقیقت درمسیرراه به افت های جدی روبه رو شده ودرنهایت راکد می شوند. یعنی نمی توانند موازی با نیازهای عصر حرکت نمایند. بناً نظام های آموزشی باید  عنصر نسبیت،  سیالیت، ترمیم پذیری، فرهنگ پیرایش ونقدشونده گی را به قوت دربطن وهاضمه خویش داشته باشند، والا، سوای تکرار مکررات وادامه برمسیرهای ناصواب ویک نواخت، چیزی به جامعه ارمغان نخواهند آورد. برای همین است که درقرن بیست ویکم تمام فلسفه های آموزش وپرورش تاکید وترکیزشان برآن است که؛ مراکزعلمی وآموزشی بیشتر ازاین که تحمیل کننده، تعلیم کننده وتقبیل کننده ی آموزه های پیشینی وتفکرات قالبی باشند، باید احساس، انگیزه ها و سائقه های  پرسش گری، منطق تراشی، توجیه گری وتحلیل وتدلیل گری سالم را در روان وضمیر دانشجویان ودانش آموزان پرورش دهند.

درخور ذکر و شایان  فکر است که، آموزگاران ومربیان یک جامعه نباید، یافته های علمی را به عنوان محکمات وقطعیات وحرف های خدشه ناپذیر برای دانش آموزان ودانشجویان القا وتزریق نمایند، بل ازقرینه ها وزمینه های تفسیرپذیری وتعبیر برداری گزاره ها هم، به آنها باید اِخبار وانتباه کنند.

دردنیای معاصر، افزون بردیگرشقوق وشؤن آموزش وپرورش، کشف استعداد ها وظرفیت های بالقوه ی آدمی مهم ترین امری است که مقدمِ برآموزش وپرورش انسان است. پیش ازآن که شماری را در زیرچتری جمع نموده و به القا وتلقین دانش برای آنها بپردازیم، لازم است که به نصاب های آموزشی مؤثر وکارا فکر نماییم.

فراخور یادآوری می دانم که، محیط های باز علمی وفضا های گشوده ی داد وستد اندیشه، علت قریب و سبب تام نوآوری وآفرینشگری های تازه است، چیزی که  محیط های علمی ما ازآن محروم ومغفول است. ایجاد جو وزمینه های مناسب برای گفت وگوهای منطقی، کشف وشناسایی اذواق واستعداد های نهفته وپنهان دانش آموزان، مهم ترازچگونه گی روند آموزش ومحتویات آن به شمار می رود، این چیزی است که درنظام های آموزشی عقب مانده هیچ گاه مورد عنایت قرارنگرفته و نمی گیرد.  من فکر می کنم درصورت رعایت موارد یاد شده، نظام  های آموزشی می توانند درجهت ایجاد جوامع سالم وهنجامندو تولید نیروهای انسانی اثرگذار، کارا وراهگشا واقع شوند.

2- پوهنحی ادبیات وعلوم بشری( دانشکده ی ادبیات وعلوم بشری): این دانشکده اکنون تحت ریاست پوهنیار محمد جعفر "طیار"  مشمول 7 دیپارتمنت زیر می باشد: 

ـ  دیپارتمنت زبان وادبیــــــات پارسی دری

ـ  دیپارتمنت زبان وادبیات عربـــی

ـ  دیپارتمنت زبان وادبیات پشتــــــو

ـ  دیپارتمنت زبان وادبیات انگلیسی

ـ  دیپارتمنت تاریـــــــخ

ـ  دیپارتمنت جغرافیـــه

ـ  دیپارتمنت ژورنالیزم

اما قابل یادآوری است که، دانشکده های حقوق وعلوم اجتماعی هم ازسوی وزرات تحصیلات عالی تایید وتثبیت گردیده وقرار است  درسال پیش رو درچهارچوکات دانشگاه بدخشان به فعالیت آغاز نمایند.

گفتنی است که، بافعال شدن دانشکده ی علوم انسانی، رشته های تاریخ وجغرافیه از زیرچتر ادبیات فارغ شده وتحت قلمرو دانشکده ی علوم انسانی واقع خواهند شد.

تحلیل فشرده یی درباب زبان

ادبیات مایه وپایه انسان  است، هستی انسان درزبان رخ گشایی نموده و خویش رابه نمایش می گذارد، انسان درزبان وگفتار هستی پیدا می کند. انسان درگستره ی زبانی،  خود را می یابد.

زبان هویت بخش ومعرف هستیی انسان است، زبان نماینده وسفیر ذهن انسان با عالم بیرون است، هرزبان ازذهنیت جمعی وفرهنگیی نماینده گی می کند، به هراندازه یی که گستره ی زبانی فراخی  ووسعت داشته باشد، به همان اندازه ذهن وضمیر انسان را استغنا واستکمال می بخشد، کسانی که درگستره های  زبانی فربه تر وغنی تر به سر می برند، چارچوب های فکری وذهنی ژرف تر وپهن تری نسبت به دیگران دارند.  زبان سمین، خیالات ورویاهای بزرگ وسیمین می آفریند، آرمان های بزرگ ذهنی  وتخیلات سترگ روحی؛ مبتنی به غنا وظرفیت چنبره وچتر زبانی است که ما درآن شناوریم؛  پهناوری، گسترده گی وژرفای  برکه ی زبان، ماهیان وپدیده های غول پیکر وبزرگ اندام را  پرورانده وتولید می کند. بزرگی واعظمت مظروف، ربط وثیق وپیوند دقیق به ظرفی دارد که آن را درشکم خویش پرورش داده است.

درپشت هرلفظ ، دنیای معانی به صورت آشکارونهان نهفته ومکتوم می شود، به هرنسبت که دنیای زبانی ما غنامندی ودرخشش بیشتری داشته باشد، به همان اندازه قدرت بیان، پهنه ی نگرش وافق های دید ما را بازتروگشوده ترمی کند.

خداوندگاربلخ،  سال ها پیش به این نکته ی زیبا اشاره فرموده وبه صورت گیرا آن را نمایانده است:

هم درون غار بنایی گــرفت

درخورسواخ دانایی گـــرفت

دنیای زنده گی وقلمرو سیروصعود موش درهمان کاشانه یی  که درسواخ کوچکی می گزیند، درهمان مرز وبوم ملموس ومحسوس خلاصه می شود، ازهمین جاست که دنیای ذهنی وافق های دید آن نیز، بیشتر ازمحوطه ومحدوده ی زنده گی اش اشراف واحاطه پیدا نمی کند.

 اندیشه وتصویرسازی های معنایی وباطنیی نهنگ آسا،  مقدمه یی است برای دست یافتن به واقعیت های  محسوس وملموس وعینیی کلان  درزنده گی.

 جامعه بشری به صورت تام وتمام برمحور زبان تشکل وتجسد یافته است. درپهلوی برخی از نیازهای انسانی، زبان بزرگ ترین عامل پیوند دهنده ی جامعه بشری محسوب می شود، زبان مولد وموجد ترابط وتلائم های عمیق وریشه دار نمادین ونمودین اجتماعی وفرهنگی جامعه بشری به حساب می آید.

زبان، گاهی مرادف تفکرواندیشه به کار بسته شده وبا این مقولات ترادف تام  پیدا می کند، گاهی هم درتعریف زبان، آن را قوه ی نطق وبیان وموجد الفاظ  ومعانی گفته اند.

گاهی هم هسته ی مرکزی ومَخّرَج اصلی آواها خوانده می شود. درساده ترین تلقی، برخی ها زبان را وسیله افهام وتفهیم تعریف می کنند، زیاد بی جا نیست، اما به  اعتقاد بنده زبان فراترازین گونه تعریف های رویه نگرانه می رود.

 زبان مُعَرِفی است که افزون  برتعریف وتبیین دیگرپدیده ها، خودش نیز موضوع مورد تعریف و مُعَرَف خویش قرار می گیرد. ازهمین جاست که بر ابهامات وایهامات بحث افزوده می شود.

این پدیده با امکانات دوسویه یی که دارد، نقش دوطرفه را بازی می کند، ازیک سوی به دیگر پدیده های می پردازد،  وازجانبی هم باید خود ابراز نموده واظهار چهره نماید. سوژه های هستی در کوره ی ذهن وضمیر حلاجی می شوند، اما دردیگ زبان پخته  ودرسفره ی بیان نمود می یابند.

دانشگران به صورت غالب، زبان را اثرگذارترین پدیده برروان وابدان آدمی خوانده اند، کلام  به هراندازه یی که ظریفانه ونظام مند بیان شود، به همان میزان درگوش دل و جان نشسته وترسب  بیشترمی کند.

سخن به هرمقایسی که جذاب مطرح شود، به همان حد روح گشایی و دلربایی نموده ومخاطبان را مجذوبانه به خود می کشد. زبان پدیده یی است سیال ومانند خمیر، به هرقالبی که ریخته شود، درهمان قالب تَعَیُن وتَجَسُد پیدا می کند. زبان معرف وضعیت های مختلف مولف ومقرر است.هرگاه ازهرمجرایی که کلام وبیانی را استماع نماییم، چگونه گی وضعیت های روانی، سیاسی واجتماعی مبلغ آن را می توانیم دریابیم.

3- پوهنحی زراعت( دانشکده ی کشاورزی): پوهنحی زراعت درحال حاضر تحت سرپرستی پوهیالی عوض" علی" با داشتن 3 دیپارتمنت  ذیل فعالیت دارد،  جذب واستخدام استادان کادری و کارآزموده  دراین حوزه ی علمی کماکان ادامه دارد.

ـ  دیپارتمنت مالداری

ـ  دیپارتمنت باغداری

ـ  دیپارتمنت جنگلات

نحوه ی معیشت انسان وتحولات تاریخی آن

(ازصیادی وکشاورزی تا انقلاب فن آوری واطلاعات)

بربنیاد یافته های دیرینه  شناسی وتاریخی، از100 هزارسال پیش ازمیلادی مسیح تاکنون، انسان چندین چرخش مهم وسرنوشت ساز را درزنده گی اجتماعی، اقتصادی وفرهنگیی خویش پذیرفته وازآنها گذار کرده است. برپایه ی این یافته ها؛ انسان، نخست به زنده گی صیادی وشکارگری آشنایی حاصل کرده وتمام نیازهای زنده گی خویش را ازطریق صید وشکار دیگرزنده جان هابرای مدت طویل تامین می کرده است، البته قابل یادآوری است که نخست، شکاردسته جمعی درمیان انسان ها رایج بوده؛ اما هنگامی که انسان ابزارو وسایل اولیه ی شکار را به صورت معیاری تر ابداع کرد، شکارانفرادی میان انسان های ماقل التاریخ مرسوم شد. پس ازیک دوره ی طولانی انسان ازاین مرحله عبورنموده و وارد زنده گی کشاورزی گردید، انسان ماقبل التاریخ  دراین مقطع زمانی،  برخی  حبوب ودانه ها راشناسایی نموده و نحوه ی بذرافشانی وفرهنگ استفاده ازآن را نیز فراگرفت. این مرحله ازجمله ی دوره های بسیارمهم وبرازنده درزنده گی اقتصادی انسانِ پیشا تاریخ محسوب می شود.

کشف دانه های؛ ازقبیل برنج، گندم وجو، تحول بزرگی را درابعاد مختلف زنده گی انسان باستان رونما کرد. با دست یافتن به دانه های فوق، انسان می بایست، فرهنگ افشاندن، ابزار قطع کردن ودرویدن وهمه ی تجهیزات وامکانات ممد وضروری را تدارک می دید، این خود سبب شد که انسان داس، سوهان، آهن قلبه ودیگروسایط مورد نیازخویش را ساخته وبسط بدهد.

هرچند ، اقتصادی که مبتنی به فرهنگ وارزش های کشاورزی سنتی باشد،درحال حاضر چندان کارایی واهمیت ندارد، اقتصاد صنعتی، غول آسا  جایگاه را برای دیگر چهره های اقتصادی، دربازار رقابت های بازرگانی وهم آوردی های تجاری تضیق و تنگ کرده است.

اما نباید نادیده گرفت ! درعصرکنونی هم، زراعت به گونه ی عصری اش هنوز درزنده گی اقتصادی، سیاسی وفرهنگیی کشورهایی که با ابزار پیش رفته مسلح ومجهز اند، بسیار کارایی وهنایش دارد. کشور هایی که خودکفایی اقتصادی داشته وازمنظر مالی استقلال دارند، همواره درپی استیلای فرهنگ وارزش های خود بردیگر ملل دنیا می باشند. دراین تردیدی نیست که،  وابستگی های اقتصادی، مارا درشوون وشقوق مختلف زنده گی مرهون ومدیون دیگران می سازد. اما نکته ی مهم این است که؛ به هراندازه روی زراعت، دام پروری وباغداری با ابزارهای جدید سرمایه گذاری شود، متناسب با شرایط واوضاع هرکشور، می تواند نتایج وپیامد های خوبی را به بار بیاورد.این بستگی به ابتکارات وظرفیت های دولت ها داردکه، چه قدر می توانند ازمنابع وامکانات باالقوه ی مملوکات وقلمرو های خویش استفاده نموده، زمین های بایر وغیرقابل کشت را قابل بهره دهی ومثمر سازند.درکل ازمنابع خاکی وآبی خویش به صورت بهینه استفاده نمایند.

به بیان دیگر، کشاورزی  هنوزهم رکن مهم درزنده گی اقتصادی جوامع پیش رفته به شمار می رود.اما ابزار کشاورزی درعصر حاضر کاملاً دگرگون شده است، کشاورزی امروزی با امکانات وفن آوری های قرن 21 عجین شده است.

ماشینی شدن کشاورزی، هم سهولت ها را برای کارگران  بیشتر کرده وهم بازده ومحصولات را افزایش بی پیشینه داده است.  فن آوری وصنعت ، هم ازنظر کیفی وهم ازبابت کمی، چهروسیمای تازه یی به فرهنگ کشت وکار بخشیده است.

به همین ترتیب، درگام سوم انسان وارد دنیای صنعت وصنعت گری شد، این چرخش بزرگی بود که کاملآً صورت معنوی ومادی زنده گی انسان را  متحول ساخته ودگرگون نمود. دراین برهه ی زمانی، انسان دست به تصنعات وخلاقیت هایی بی پیشینه یی زد که چشم را خیره می کرد. این روند کماکان ادامه داشته ودارد، به باور برخی ازدانشگران،  امروز نوآوری ها وانقلاباتی که درعرصه فزیک، شیمی، پزشکی  وکلیه  علوم بشری رخ داده است، همه ناشی از تحولاتی است که نخست درعرصه های تکنالوژی وفزیک ایجاد شده است، ابزار هایی که دراین عرصه ساخته شد، دست مایه ووسیله یی شد برای دیگرعلوم.

واخیراً انقلاب برجسته ورستاخیز پردامنه یی که درزنده گی انسان رخ داد، درواقعیت پانهادن انسان به دنیای اطلاعات وارتباطات است، امروز ما دیگر انسان های منزوی وبی خبرازسرگذشت، فعل وانفعالات دیگران نیستیم. مادریک زنجیره یی قرارداریم که ؛ هراتفاق کوچک وبزرگ درسطح گیتی به دنیای زنده گی ودهکده ی ما هم پیوندهای  مری  ونامریی فراوان دارد.

4- پوهنحی اقتصاد:( دانشکده ی اقتصاد) اکنون  سرپرستی این پوهنحی را  نامزد پوهیالی شمس الرحمان به عهده داشته و پوهنحی مذکور دارای 2 دیپارتمنت زیراست:

ـ دیپارتمنت حسابداری

ـ دیپارتمنت بانـکداری

اهمیت اقتصاد دریک نگاه

اقتصاد، شالوده وبنیاد زنده گی قرن بیست ویکم محسوب می شود، سال ها پیش ازامروز، کارل مارکس اندیشمند آلمانی، اقتصاد را زیربنا ، اصل وزیرساخت دانسته وتمام صُوَر وجلوه های حیات فکری وفرهنگی جوامع بشری را درحکم روساخت وفروعات تبیین وتعریف کرده بود. بی تردید، همین اکنون اندکی به نظریات ودیدگاه های وی غورکنیم به این نتیجه می رسیم که امروز کلیه کشورهای سلطه گستر وقدرتمند با داشتن اقتصاد بهینه، هنوزهم درپی تسخیر وچیره شدن بر اقتصاد جهان اند. هرچند ساحات مختلف وبخش های زیادی از تیوری مارکس امروز نقد شده است ، اما این واقعیت را هم  نمی توان نادیده گرفت که، رقابت ها وهم آویزی های امروزی همه برمحراق تصاحب وتملکِ قلمروهای ثروت زای جهان دوران می کند. هرکشوری که اندک مایه ی اقتصادی دارد، تلاش می کند که ازآن محدوده بیرون شده و به وادی های اقتصادی بزرگ تر تاخته و وصل شود.

جنگ ورزم آوری هایی که امروز میان قدرت ها جریان دارد، همه از اقتصاد مایه گرفته وناظر ومعطوف برآن است،  یکی از  سلاح هایی که درقرن کنونی به کاربسته شده است، همین سلاح اقتصادی است، این سلاح باامکانات دوسویه یی خویش، هم قدرت فوق العاده یی  ساخت وسازراداراست، وهم قدرت تخریب وویرانگری اش بی کران است.

ازاینکه ما جزوی همین  قرن محسوب می شویم وازآب وهوای آن تنفس می کنیم، باید عملاً ونظراً ازاین سلاح برخوردار باشیم.

 پس اگرازیک جهت این قضایا را تحلیل وریشه یابی کنیم، به وضاحت درمی یابیم که، تمام تاکیدات وترکیزات اندیشگران و تحلیل گران مسایل اقتصادی برمحور نظام اقتصادی متعادل وهنجامند می چرخد.

بحث هایی ازقبیل اقتصاد آزاد، اقتصاد آمیخته واقتصاد سنتی از سوژه های پرکاربرد وقابل تحلیل وتأمل در روزگار ما است.

بنابرین، داشتن یک نظام اقتصادی عادلانه وبومی  با پشتوانه ی نظریی متناسب با وضعیت کنونی وشرایط فعلی کشور، از نیازها وضرورت های مبرمی است که،  باید دست کم گرفته نشود.

پس دراین راستا هم، نقش نهاد آموزش وپرورش را  نمی توان نادیده گرفت، درتام دنیا نظام های آموزشی هستند که درشوون مختلف زنده گی سیاسی، اجتماعی ،فرهنگی واقتصادی  تحول وتطورایجاد می کنند.

پس باید ما به این نکته عنایت والتفات دقیق داشته باشیم که؛ وابستگی اقتصادی، استقلال سیاسی، فرهنگی وهمه را ازآدمی می ستاند. به بیان دیگر، وابستگی های اقتصادی، مارا درشوون وشقوق مختلف زنده گی مرهون ومدیون وممنون دیگران می سازد. بنأً، برای اینکه دربازار مراودات ومعاملات فکری، سیاسی واقتصادی تهی دست کامل وبی بضاعت قلمداد نشویم، باید دست یکسری نورآوری ها وتولیدات فکری وفرهنگی بزنیم، وگرنه با ذهن تهی ودست خالی نه توان هم آویزی ورقابت با دیگران را خواهیم داشت ونه اززیر یوغ استثمار، استحمار، استعمار واستکبار دایمی  دیگران، فراغت حاصل خواهیم کرد. هرگونه هم آوردی از استغنا واستکمال می خیزد، نه ازاستفقارو استنقاص!

اما قابل ذکر است که ما، بیشتر ازآن که به استغنا واستکمال خویش درزمینه های مختلف زنده گی  فکر نموده ودرجهت رفع نواقص وکاستی ها، گام برداریم، گرفتارتَوَهُم استغنا واستکمال شده ایم. ما باید تلاش نماییم، این روند انقطاع پیدا کند وماهم در راستای وَهّم زدایی وحذف وپیراستن پندارهای باطل از روان واذهان خویش قادر ونایل شویم.

رجامندم که، نظام آموزشی ما من حیث المجموع، واحد های آموزشی اقتصادی به صورت ویژه دراین راستا تلاش نمایند، تا درآینده ی  بسیار نزدیک بتوانیم شاهد مختصصین وکادرهای علمی آزموده یی دراین زمینه باشیم.

5- پوهنحی  شرعیات( دانشکده ی شرعیات) پوهنحی شرعیات فعلاً 2 دیپارتمنت آتی را درچوکات خویش دارا بوده ومسوولیت سرپرستی آن را درحال حاضر مولوی محمد انور به دوش دارد:

ـ فقه وقانـــــــــون

ـ تعلیمات اسلامی

درسال جاری شمار اساتیدی که در پوهنتون (دانشگاه) بدخشان به کارهای علمی، تحقیقی وآموزشی مشغول اند، دست کم به 85 تن می رسد، اما درخوریادآوری است که روند اعلام بست های کادری و  جلب وجذب استادان واجد شرایط کماکان جریان داشته واین یک روند مستمر وسیال است...

درسال 1392 خورشیدی آمار دانشجویان پوهنتون بدخشان به 2761 بالغ شده است ،البته 2120 تن آن را دانشجویان ذکور تشکیل می دهد، وتعداد641 تن آن از قشراناث می باشند که به فراگیری علم ودانش مصروف اند. گفتنیست که شمار 90 دانشجوی دیگر در بخش شبانه ی این نهاد علمی تحصیل می کنند.

مسوول تحلیل ،ترتیب ونوشته ها:           مسوول طرح،دیزاین ودرج اطلاعات

 امام محمد "ساعی"                      بحرالدین "حنیف"